خدایا با من حرف بزن مرد نجواکنان گفت :« ای خداوند و ای روح بزرگ ، با من حرف بزن .» و چکاوکی با صدای قشنگی خواند ، اما مرد نشنید .
و سپس دوباره فریاد زد : « با من حرف بزن » و برقی در آسمان جهید و صدای رعد در آسمان طنین افکن شد ، اما مرد باز هم نشنید .
مرد نگاهی به اطراف انداخت و گفت : « ای خالق توانا ، پس حداقل بگذار تا
من تو را ببینم .» و ستاره ای به روشنی درخشید ، اما مرد فقط رو به آسمان
فریاد زد :
« پروردگارا ، به من معجزه ای نشان بده » و کودکی
متولد شد و زندگی تازه ای آغاز شد ، اما مرد متوجه نشد و با ناامیدی ناله
کرد :« خدایا ، مرا به شکلی لمس کن و بگذار تا بدانم اینجا حضور داری .»
اما مرد با حرکت دست ، حتی پروانه را هم از خود دور کرد و قدم زنان رفت ....
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 0:28 توسط ramin
|
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
می خواستم زندگی کنم راهم را بستند ستایش کردم . گفتند خرافات است عاشق شدم . گفتند دروغ است گریستم . گفتند بهانه است خندیدم . گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید . می خواهم پیاده شوم .
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
• ماده ی ۱۸
هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است
&&&&&&&&&&&&&&&&&&
• ماده ی ۱۹
هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است
&&&&&&&&&&&&&&&&&
××××××××××××
این من و حرفهای دلـــم
فراموشی بسیار ترسناک است حتی از خود مرگ. و من هر غروب کلامی از فراموشی خود خواهم نوشت تا شاید بدینسان بتوانم فراموشی خویش را در خویش فراموش کنم تا شاید فراموش نشوم. فراموش شده ای بی گناه...
پیام من به شما
××××××××××× هنوز هنوز و هنوز
زچشمت اگر چه دورم هنوز
پر از اوج و عشق و غرورم هنوز
اگر غصه بارید از ماه و سال
به یاد گذشته صبورم هنوز
شکستند اگر قاب یاد مرا
دل شیشه دارم بلورم هنوز
سفر چاره درد هایم نشد
پر از فکر عبورم هنوز
ستاره شدن کار سختی نیست
گرشتم ولی غرق نورم هنوز
پر از خاطرات قشنگ توام
پر از یاد و شوق و مرورم هنوز
تو را گم نکردم خودت گم شدی
من شیفته با تو جورم هنوز
اگر کوک ماهور با ما نساخت
پر از نغمه و شورم هنوز
قبول است عمر خوشی ها کم است
ولی با توام پس صبورم هنوز
×××××××××××××××××
در تاریکی شب , در سکوت کویر , تنها راهنمایم , نور ستاره ایست که به من می گوید , روشنایی ام را به تو بخشیدم تا راهت را درست انتخاب کنی
×××××××××
سالهاست که گم شدهام و نیست تک ستارهای! نشانهای ندارم تو اگر همانی که باید، مرا پیدا کن!
××××××××××××
بی هویت.............هنوزم می یا ی تو خوابم تو شبای پرستاره هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره...............
××××××××××××
با من بمان ای ستاره شبهای بی ستاره / چشمک های شبانه را به یادگار بگذار / تا در آسمان قلبمان نور محبت بکارند
××××××××××
منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه كه: اين دنياي منه