مسیحـا روزی آغــاز سخـن کـرد،        مـثالــی زد مثـال از رنــج و از درد:



یکی مالک بُدی ثروت ز حد بیش،       عدالت‌‌پیشــه بـود و خیـرانـدیـش.
نمــود احداث تاکستـان به امیــد،          که در موسم توان انگور از آن چیـد.
حصـاری سـاخت بهـر پاسبــانی،         سپس بـرجـی بـرای دیــده‌‌بـانــی.
به یک گوشه مهیـا کرد چـرخشت        که در چرخشت رز را می‌‌توان کشت
ثمـر دادن ز راه جـان نثاری است،       نشان شـاه خادم تـاج خـاری است!
به هنگــامی که او بــار سفر بست        به مستأجر سپــردی ملک در بست
چو برگشت از سفر خادم فرستـاد،        که سهم خـود ز حاصل بـاز گیـراد.
گرفتنـد و ورا مضــروب کردنــد،        تمسخر کــرده و ســرکوب کردند.
سپـس مستـــأجـران لااُبــالــی،             رهــا کردنــد او را دست خـــالی.
فرستـاد او یکـی خــادم دوبــاره،          زدنــد او را ســرش شـد پاره پاره.
غــلام دیگـری گـردیـد مـأمـور،           ولی چشــم دل ایشــان بُدی کــور.
همـانـا بـرخلاف عهـد و پیمـان،           بـه بی‌‌رحمــی ورا کشتنـد ایشــان.
به هر خادم که او ز آن پس فرستاد،      همـان ظلم و همـان فریاد و بـی‌‌داد.
بـه خـود گفتـا اگـر فرزند دلبنـد،          فرستــم نزدشـان قــدرش بداننــد.
فرستـاد او سپس فرزنـد محبوب،         بــه امیــد پــذیرایــی از او خوب.
«بُود وارث» به خود گفتنـد ایشان:       «چـرا باشیــم اینگونــه پریشــان؟»
«ورا گــر یکسـره نـابود سـازیم،         بـه میراثش از آن پـس دست یـازیم.»
گرفتنــد و ورا کشتنــد بی‌‌بـاک،           جسـد را خــارج افکنـدنـد بـر خاک.
اگـر مستـأجران را ایـن شد آئین،          چه خواهد کردی آن مالک پس از این؟
کُند تنبیه و گیـرد ملک از ایشـان،        گـــروه دیگــری آرد بـــه میـــدان.
نخوانــدی در کتــاب آسمـانی؟            نـوشتــه مطلبــی کان را بــدانـــی:
 «همان سنـگی که رد کـردنـد اول       بشــد بـــار بنــا بـر آن محـــول.»
«شد انجام این عمل از سوی یزدان،     شگفت‌‌آور بـــود از بهــر مــا آن.»
یهودان چون شنیدند این حکایت،         قیــاس نفــس کــردند از روایــت.
بگفتنـدی: «چرا اینگونه گفتــار؟»       «بگیریــم و کنیــم او را گرفتـار.»
ولی از تـرس مـردم بیــم کـردند           مسیحــا را رهــا کـرده بــرفتنـد.
چـه باشد معنـی تمثیـل عیسـی؟           برای شخص دوراندیش و دانــا؟
بـه این تمثیـل تـو کلی نظـر کن،         ز جزئیــات آن دیگــر گـذر کن:
خـدای آفــریننــده اســت دارا،             امانت داده ملک خـویش مــا را،
که جمله اندر آن مشغول باشیـم،          بـه انجـام عمـل مسئـول باشیـم.
بـه تاکستان دنیــا کــار کــردن،            به یکسـان بــا امانت ره سپــردن.
خـدا اربـاب و مـا مستـأجـر او،            وظیفـه خدمت است انــدر بر او.
ولی مـا خدمتـش از یـاد بردیم،            همه محصول را بردیم و خوردیم.
درختـان را به جنگل‌‌ها بریدیم،            زیـان ســود آنـی را نـدیـدیـم،
هر آنچه بود زیبا زشت کردیـم،           بجای بذر ماشین کشت کردیـم،
گلستـان طبیعت خاک گردیـد،             محیط زیست نـاپـاک گـردیـد،
زمیــن و آسمــان و آب دریــا،            ز حرص مــا شد آلـوده بـه دنیا.
بــه نـزد مـا پیــام‌‌آور فرستــاد،            چو رد شد او یکی دیگر فرستـاد.
زدیم و حبس کردیم و کشتیـم،            خــدا را چـاره کن ما بـد کنُشتیم.
محبت در خـدا پـایـان نـدارد،              بجــز فیضش بشـر درمان نـدارد.
کلامش شد مجسم در مسیحـا،             محبت چـون پسـر آمــد به دنیا،
که غاصب را به جای خود نشاند،        بـه‌‌دنـیا ارزش قـانـون رسـانــد،
شـود احقاق حـق میزان به دنیـا،          عدالت هـر زمان درمـان به دنـیا.
ولی مستأجـران بـر ضـد ارباب،          به بی‌‌شرمـی عمل کردنـد ناباب.
بـه قتل او کمـر بستنـد ایشـان،            محبت کشته شد از دست انسان،
محبت بـا گنـه گردیــد در هـم،            بـزد نیـروی آن یک بـاره بر هم.
ولیکن در نبـرد سخت جانسوز،           محبت در نهـایت گشت پیــروز.
محبت زنــده شد در جان نثاری،          فداکاری است راه و رسم باری!


.ای خدا

روزی هر کسی

به مهر او مقدر است


نا امید نباش


او برای دل هایمان هم همیشه فکری می کند ...

salam  khoda jon mishnasi mano dige

haruz  pashne dare khonato chasbidam ta javabamo bedi

nemidonam  midio man motevaje nemisham ya inke

vaghean javabamo nemidi...!?

be har hal man  bandatam va karam ine ke biyam dare khonat

alanam  delam badjor gerefte

khodet gofti  to dele ma ja dari  pas az khodet mikham

in dele mano  safa bedi  va in dele bande haghireto

az  in halat dar biyari  chon faghad to hasti  ke mitoni

faghad  to  hasti ke mitoni
dost dare too

خدایااااااااااااااااااااااا

خدایا با من حرف بزن
مرد نجواکنان گفت :« ای خداوند و ای روح بزرگ ، با من حرف بزن .» و چکاوکی با صدای قشنگی خواند ، اما مرد نشنید .

و سپس دوباره فریاد زد : « با من حرف بزن » و برقی در آسمان جهید و صدای رعد در آسمان طنین افکن شد ، اما مرد باز هم نشنید .

مرد نگاهی به اطراف انداخت و گفت : « ای خالق توانا ، پس حداقل بگذار تا من تو را ببینم .» و ستاره ای به روشنی درخشید ، اما مرد فقط رو به آسمان فریاد زد :

« پروردگارا ، به من معجزه ای نشان بده » و کودکی متولد شد و زندگی تازه ای آغاز شد ، اما مرد متوجه نشد و با ناامیدی ناله کرد :« خدایا ، مرا به شکلی لمس کن و بگذار تا بدانم اینجا حضور داری .»

اما مرد با حرکت دست ، حتی پروانه را هم از خود دور کرد و قدم زنان رفت ....

سکوتــــــ این روزهایم از صبر است!

سکوتــــــ این روزهایم از صبر است!
منتظر معجزه ام
منتظرم خدا بیاید در بزند....
منتظرم مثل تصویر این دخترک نوری را در دستانم ببینم!!

عادت ماست كه بي باده و مي مست شويم

عادت ماست كه بي باده و مي مست شويم

فارغ از ميكده و هر چه در آن هست شويم.
عادت ماست كه با اهل وفا يار شويم.
رشته زلف بگيريم و وفادار شويم.

اگر جهان ازشما نفرت داردبدانیدکه قبل از شما از من نفرت داشته است. اگر شما متعلق به این جهان بودید جهان متعلقان خود را دوست میداشت اما چون شما از این جهان نیستید ومن شما را از جهان برگزیده ام به این سبب جهان از شما نفرت دارد

.ای خداوند

خداوند، خدای‌ تو در میان‌ تو، توانا بر هر چیز است، نجات‌ خواهد داد؛ او بر تو با خوشحالی، شادی‌ خواهد نمود و در محبت‌ خود، تو را آرامی خواهد نمود‌ و با سرود، بر تو شادی‌ خواهد نمود

بنام خداوندی که داشتن او جبران همه نداشته های من است  میستایمش ، چون لایق ستایش است . . .

شکست خوردن در کشمکش علیه شریر عار نیست، نجنگیدن عار است.
(استیو هارت)
*******
 
به جای آنکه جای کسی را بگیرید، تلاش کنید جای واقعی خود را بیابید.
(ناشناس)
*******
 
زخم‌های خدا شفا می‌بخشد، بوسه‌های گناه می‌کُشد.
(ویلیام گورنال)
*******
 
شکر خدا به‌خاطر مهربانی‌هایش راهی است برای برخوردار شدنِ بیشتر از آن، شکر خدا به خاطر مشکلات و سختی‌ها، راهی است برای حذف شدن آنها.
(ویلیام دایر)
*******
 
محبت واقعی، محبت به آنانی است که دوست‌داشتنی نیستند. بخشیدن، عفو نمودن آنانی است که غیرقابل بخششند. ایمان به معنی باور چیزهایی است که غیر قابل باورند. امید یعنی امیدوار بودن در شرایطی که همه چیز به نظر مأیوس‌کننده است.
(جی. ک. چسترتون)

.ای خداوند

خدا در دستی است که به یاری می گیری ...

در قلبی که شاد می کنی ...

در لبخندی که به لب می نشانی ...

خدا با من است، خدا با توست ...

خدایمان را آشکار کنیم ... !

.ای خداوند

هیچ انسانی ثروتمندتر

هیچ انسانی ثروتمندتر، قدرتمندتر و آزادتر از کسی نیست که بتواند از خود و از همه چیز دست شوید و خود را در پایین‌ترین مرتبه قرار دهد.
 (توماس ا. کمپس)
*******
 
مادامی که قضاوت می‌کنید، فرصت دوست داشتن را از دست می‌دهید.
(مادر ترزا)
*******
 
محبت‌آمیزترین واژه در دنیا، واژۀ نامهربانانه‌ای است که هرگز بازگو نشود.
(مادر ترزا)
*******
 
انسان‌ها را از دور دوست داشتن کار دشواری نیست. دوست داشتن آنهایی که به ما نزدیک هستند، کار دشواری است. بخشیدن یک کاسه برنج برای سیر کردن یک گرسنه، بسی آسان‌تر از کاهش تنهایی و درد و رنج انسانی رانده شده در خانه خودمان است. عشق را به خانه خود بیاورید، چرا که عشق ورزیدن یکدیگر را باید از خانه آغاز کنیم.
(مادر ترزا)
*******
 
زمستان زمین را برای بهار آماده می‌کند، به‌همین صورت درد و رنج جان‌ها را برای جلال آماده می‌کند.
 (ریچارد سیبس)
*******
 
اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانۀ زندگی نباشد صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد.
(وین دایر)
*******
 
تاریکی نمی‌تواند نور را خاموش کند فقط می‌تواند خدا را درخشان‌تر کند.
(ناشناس)
*******
 
شکست خوردن در کشمکش علیه شریر عار نیست، نجنگیدن عار است.
(استیو هارت)
*******

.


تــــو....نسخـه ی جــدیــد ِ بهشتـی... !


در دلِ دوزخِ زخـــم هــایـــم... !!


dost dare

too

.ای خداوند


خداوندا، دعاي مرا بشنو و به زاري من توجّه فرما!

اي پادشاه و اي خداي من، به فرياد من گوش فرا ده. من به درگاه تو دعا مي کنم.

خداوندا، سحرگاهان آواز زاري مرا مي شنوي و هر صبح به درگاه تو دعا مي کنم و انتظار مي کشم.

زيرا تو اي خدا، از شرارت بيزار هستي و گناهکاران به بارگاهت راه ندارند.

متکبّران در پيشگاه تو نخواهند ايستاد و از همه شريران نفرت داري.

امّا به خاطر محبّت عظيم تو، من مي توانم به خانه تو داخل شوم و  تو را با احترام پرستش نمايم.

خداوندا، دشمنان بسيار دارم، مرا به راه راستي و عدالت هدايت نما.

امّا کساني را که به تو پناه مي آورند، شاد گردان تا براي هميشه از خوشي بسرايند.

زيرا تو پناهگاه آنان مي باشي. دلهاي آناني که تو را دوست دارند، از خوشي سرشار ساز.

چون تو اي خداوند، راستان را برکت مي دهي و با سپر محبّت خود از آنان دفاع مي کني.



.ای خداوند

خدايا، مرا از اين‌ طوفان‌ مشكلات‌ نجات‌ ده‌! 

 اي‌ خدا، تو حماقت‌ مرا مي‌داني‌ و گناهانم‌ از نظر تو پوشيده‌ نيست‌. 

  اي‌ خداوند قادر متعال‌، مگذار آناني‌ كه‌ به‌ تو اميدوار هستند و انتظار تو را مي‌كشند،  خجل‌ شوند.

  اي‌ خداوند، نزد تو دعا مي‌كنم‌. اي‌ خدا، تو در وقت‌ مناسب‌ به‌ من‌ جواب‌ ده‌، بسبب‌ رحمت‌ عظيمت‌ دعاي‌ مـرا مستجاب‌ فرمـا و مطابق‌ وعده‌ خود مرا نجات‌ ده‌.

اي‌ خداوند، رحمتت‌ عظيم‌ است‌، پس‌ دعاي‌ مرا مستجاب‌ فرما. با محبت‌ بيكران‌ خود به‌ من‌ توجه‌ نما. 

روي‌ خود را از من‌ برمگردان‌، زيرا در سختي‌ و زحمت‌ هستم‌. دعاي‌ مرا زود جواب‌ ده‌. 

  مي‌داني‌ چگونه‌ مورد سرزنش‌ و اهانت‌ قرار گرفته‌ و رسوا شده‌ام‌؛ تو همه‌ دشمنانم‌ را مي‌بيني‌. 

طعنه‌ و سرزنش‌ دل‌ مرا شكسته‌ است‌

dost dare to



خداوندا

خداوندا

برای همسایه که نان مرا ربود ،  نان
برای عزیزانی که قلب مرا شکستند ، مهربانی
برای کسانی که روح مرا آزردند ، بخشش
و برای خویشتن خویش ، آگاهی و عشق می طلبم . . .

 

خدایا
من بی تو دمی قرار نتوانم کرد
احسان ترا شمار نتوانم کرد
گر بر تن من زبان شود هر مویی
یک شکر تو از هزار نتوانم کرد . . .

dost dare too

نامه ای از جانب خدا

نامه ای از جانب خدا

امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: "سلام"، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت که از جا پریدی، خیال کردم می خواهی چیزی به من بگویی، اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.

تمام روز با صبوری منتظرت بودم، با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی، متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی، سرت را به سوی من خم نکردی!!!

تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری، بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی، نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری، باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!!

موقع خواب، فکر می کنم خیلی خسته بودی، بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی، نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی، اما اشکالی ندارد، آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!

هنگامی که به خواب رفتی، صورتت را که خسته تکرار یکنواختی های روزمره بود، را عاشقانه لمس کردم، چقدر مشتاقم که به تو بگویم چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی...

احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام، من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی، حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی، من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، منتظر یک سر تکان دادن، یک دعا، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید، خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی، خوب، من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود، به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی!

آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم، من هرگز دست نخواهم کشید...

 

دوستت دارم، روز خوبی داشته باشی...

 

دوست و دوستدارت: خدا

omidvaram khatabe in name man nabasham

va betonam hamishe  to ro shokr konam va bat harf bezanam khoda  jon


miferestam baray  hame  ke bekhonan

dost dare to

ramin


 

در هر زماني‌ خداوند را ستايش‌ خواهم‌ كرد

 

در هر زماني‌ خداوند را ستايش‌ خواهم‌ كرد؛ شكر و سپاس‌ او پيوسته‌ بر زبانم‌ جاري‌ خواهد بود. 

  جان‌ من‌ به‌ وجود خداوند فخر مي‌كند؛

 بياييد با من‌ عظمت‌ خداوند را اعلام‌ كنيد؛ بياييد با هم‌ نام‌ او را ستايش‌ كنيم‌!

خداوند را به‌ كمك‌ طلبيدم‌

  فرشته‌ خداوند دور آناني‌ كه‌ از خداوند مي‌ترسند و او را گرامي‌ مي‌دارند حلقه‌ مي‌زند و ايشان‌ را از خطر مي‌رهاند.

خوشابحال‌ كساني‌ كه‌ به‌ او پناه‌ مي‌برند! 

خداوند نزديك‌ دل‌شكستگان‌ است‌؛ او آناني‌ را كه‌ اميد خود را از دست‌ داده‌اند، نجات‌ مي‌بخشد.


كساني‌ كه‌ به‌ او پناه‌ مي‌برند، محكوم‌ و مجازات‌ نخواهند شد.

اي‌ خدا، از من‌ محافظت‌ فرما، زيرا كه‌ به‌ تو پناه‌ آورده‌ام‌.


 «تو خداوند من‌ هستي‌ وجز تو هيچ‌ چيز مرا خوشبخت‌ نمي‌كند.»

 

بزرگان‌ واقعي‌ دنيا كساني‌ هستند كه‌ به‌ تو ايمان‌ دارند

 اي‌ خداوند، تو همه‌ چيز من‌ هستي‌! تو مال‌ و ثـروت‌ من‌ هستي‌!

زندگـي‌ من‌ در دستهـاي‌ تـو است‌.

  آنچه‌ به‌ من‌ بخشيده‌اي‌، عالي‌ است‌ و من‌ از آن‌ لذت‌ مي‌برم‌.

  خداوند را شكر مي‌كنم‌ كه‌ مرا راهنمايي‌ مي‌كند و حتي‌ شب‌ هنگام‌ نيز مرا تعليم‌ مي‌دهد. 

  خداوند هميشه‌ با من‌ است‌! او در كنار من‌ است‌ و هيچ‌ چيز نمي‌تواند مرا بلرزاند.


  پس‌ من‌ در امان‌ خواهم‌ ماند و قلب‌ و وجودم‌ ازشادي‌ لبريز خواهد شد؛ 

  زيرا تو مرا در چنگال‌ مرگ‌ رها نخواهي‌ كرد و كسي‌ را كه‌ دوستش‌ داري‌ نخواهي‌ گذاشت‌ از بين‌ برود. 

  تو راه‌ حيات‌ را به‌ مـن‌ نشان‌ خواهي‌ داد.

حضور تو مرا از شادي‌ لبريز مي‌كند و بودن‌ در كنار تو به‌ من‌ لذتي‌ جاوداني‌ مي‌بخشد.